سيد علاء الدين محمد گلستانه
108
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
وفور مال و كثرت اولاد و تسلّط بر مردمان و نفاذ حكم ) ، پس غضب كردن در چنين حالتى ، شبيه است به آن كه كسى با كسى در مقام حيله باشد و خلاف آنچه در خاطر دارد ، ظاهر سازد . لهذا اطلاق لفظ مكر ، بر غضب واقع مىشود و گاه هست كه جزاى مكر و مكافات آن را « مكر » مىنامند . و بر اين وجه ، حمل نمودهاند قول الهى را كه فرموده : « وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ » ؛ « 1 » يعنى : ايشان ، مكر مىكنند و خداى تعالى ، مكر مىكند ؛ و خدا ، بهترين مكركنندگان است . و اوّل ، از راه مشابهت و دويّم ، از قبيل مشاكله است و خداى تعالى ، در كلام مجيد فرموده كه : « فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ » ؛ « 2 » يعنى : ايمن از مكر الهى نمىشوند ، مگر طايفهء زيانكاران . و ايمنى از غضب الهى ، فى الحقيقه ، انكار معصيت خود و قهر الهى و قدرت بر عِقاب است و منافى خوف و ترس از خداى تعالى است ، همچنانچه يأس از رحمت الهى ، منافى رجا و اميدوارى به كَرَم الهى است و چنان نيست كه خوف ، هر چند در نهايت مرتبهء كمال باشد ، منافات با رجا داشته باشد ، يا آن كه به مرتبهء يأس و نااميدى از رحمت الهى منتهى شود ، يا آن كه اميد ، وقتى كه در مرتبه كمال باشد ، به معنى امن از مكر و غضب الهى راجع شود ؛ زيرا كه در تقصير در بندگى الهى ، دو جهت هست ، هر دو در مرتبهء خود ، در مرتبهء كمال : يكى ، معصيت بنده كه با وجود نهايتِ حقارت و بىقدرى و تربيت يافتن از ابتداى فطرت تا وقت معصيت به انواع نعمتهاى الهى ، جرئت بر مخالفت و تمكين نكردن امر و سهل شمردن اطّلاع جناب اقدس او بر فعلِ بدِ خود كه كرده است و باعث خوف و ترس ، اين معنى است . و شك نيست كه ملاحظه و تأمّل در اين معنى ، مستلزم اشدّ مراتب خوف است كسى را كه بصيرتى بوده باشد . و جهت ديگر ، كَرَم و بزرگى الهى است كه اگر جميع نعمتها كه آفريده ، به يكى از بندگان خود عطا كند ، نقصى به خزانهء او نمىرسد و به هر يكديگر ، اضعافِ مضاعفهء آن مىتواند بخشيد . و اگر همهء خلايق ، منكر خدايى و پادشاهى او شوند ، در بزرگى او نقصى به هم نمىرسد و ضررى به او عايد نمىشود و قادر است بر آن كه ايشان را فانىِ مطلق و به اكراه ، مطيع و منقاد سازد . و ملاحظهء اين معنى ، موجب رجا و كمال اميد است و در همهء احوال ، بنده از تقصير ، و خداوند از كَرَم ، خالى نمىباشد .
--> ( 1 ) . سورهء انفال ، آيهء 30 . ( 2 ) . سورهء اعراف ، آيهء 99 .